h
hossein sharifi ۱۲ سال پیش
پیام

هر شب توی تنهایی خودم خاطراتمون رو تکرار می کنم هم نقش خودم رو بازی می کنم هم نقش تو رو.شاید هر دو را اجرا کنم اما باور کن بعضی خاطراتمون حضور تورو می خوان.صدای تورو نفس های تورو.نور اتاق و کم میکنم شاید آروم شم .این خاطرات تا آمدنت تازه می مونه اما من نه...H

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.