ی
یه حرف تازه ... ۱۲ سال پیش
پیام

خدایا بار دیگر رمضانت صدایم می زند.نکند چوب خشک زندگی رمقم را بگیرد و دوستیت را نتوانم.چه زود می گذرد ثانیه های عمر بی حاصل! چه زود می گذرد عطش لبهای تابستان. چه زود می رود سیاهی چشم شب!و چه زود می رود جاده غمزده تکرار زندگی!نکند لحظه های ناب سحر و افطار بی من سپری شود! نه نه مگر چند بهار لبخند می زنم؟ مگر برگ چند خزان را رنگ می زنم؟ و برف چند زمستان را هاشور؟
ثانیه های عمر کوتاهم بی باطری نگاهت نمی ماند.باید بلند شوم .میدانم بیدارم می کنی..اللهم افتحتح الثنائ بحمدک...

ف
فریبا**حافظ** ۴ سال پیش
پیام

خدایا خودت مراقب عزیزترینم باش،
که دیوار حادثه‌ها بلند است و دستان من کوتاه،
که ابرهای بیماری بسیارند و چتر امنیت من کوچک،
که اگر تو نباشی، خیالم از بابت هیچ چیز راحت نیست.
مراقب عزیزترینم باش نه روانش زار شود، نه جسمش بیمار،
که من طاقت بغض و اندوه و بیماریِ عزیز، ندارم.
عزیزترینم را ؛ به تو می‌سپار�
خودت او را میان آغوش امن خدایی‌ات جا کن،
خودت ضامن آرامش و سلامتی‌‌اش باش،
که او با ارزش‌ترین دارایی من روی زمین‌است،
و من فقط به «تو» می‌سپارمش...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.