نمیدانم شکستن من چه لذتی داشت؟
مرا شکست..! همین
دیشب وقتی در کنج اتاق به این یک سال فکر میکردم و اشک هایم ناخوانده مهمان صورتم میشدند نگاهم به سطل آشغال افتاد و یک کارت صورتی رنگ لرزان به سمتش رفتم درست حدس زد�
کارت عروسیش بود میفهمی؟
من چقدر ارزش داشتم که دوروز نگذشته از به هم خوردن نامزدیم باید خبر عروسی عشقم را بشنو�
کارت را باز کردم نگام به اسم داماد افتاد دلم گرم شد
لعنت به او لعنت به اسمش لعنت به دل بی جنبه ا�
اسم عروس دوستم بود از دو جا همزمان خوردم طول میکشد تا کمرم راست شود
نمی بخشمت
احساسم را به بازی گرفتی. از تو نمیگذرم ولی اگر توانستی خوشبخت شو نامرد درغگو..!