y
yalda ۱۲ سال پیش
پیام

نمیدانم شکستن من چه لذتی داشت؟
مرا شکست..! همین
دیشب وقتی در کنج اتاق به این یک سال فکر میکردم و اشک هایم ناخوانده مهمان صورتم میشدند نگاهم به سطل آشغال افتاد و یک کارت صورتی رنگ لرزان به سمتش رفتم درست حدس زد�
کارت عروسیش بود میفهمی؟
من چقدر ارزش داشتم که دوروز نگذشته از به هم خوردن نامزدیم باید خبر عروسی عشقم را بشنو�
کارت را باز کردم نگام به اسم داماد افتاد دلم گرم شد
لعنت به او لعنت به اسمش لعنت به دل بی جنبه ا�
اسم عروس دوستم بود از دو جا همزمان خوردم طول میکشد تا کمرم راست شود
نمی بخشمت
احساسم را به بازی گرفتی. از تو نمیگذرم ولی اگر توانستی خوشبخت شو نامرد درغگو..!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.