تصور کن که بارونه پرنده داره میخونه
منم موهاتو می بافم می بوسم دونه به دونه
تصور کن اگه حتی برات مثل یه کابوسه
ببین گلهای قالی هم به پاهات میزنه بوسه
تصور کن عزیز من منو تو توی این خونه
با احساسی ترین لبخند موهاتو میزنم شونه
ببند چشماتو یه لحظه بیا تو عمق آغوش�
منم از چشمه ی لبهات شراب بوسه می نوش�
میدی دستات و به دستم میزاری سر روی شون�
میگی چند تا دوسم داری میگم اندازه ی جون�
تموم فکر من اینه که یه جمله ی احساسی
بسازم واسه ی چشمات یا بدونی واسم خاصی