امیر منصور ۱۲ سال پیش
پیام

یکی از لذت هایی که هیچ وقت نبود
داری تو حیاط ماشین ماشین میشوری ، شیر آب باز ،شیلنگ تو دستت ، غرق در خیال ، یه دفعه از پشت سر آب بپاشه روت
تو هم شلینگ رو بگیری دستت ، دنبالش بیفتی تو حیاط و تا میتونی خیسش کنی ، اونم هی داد بزنه نکن دیوونه غلط کردم ،تهش بره شیر آب رو ببنده و بیاد نزدیکت
تو هم بگی هوا سرده ،الان سرما میخوری O_o
بیا بغلم عشقم :)
بقیش هم +18
ولی حیف که نبود ...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.