++نامه من به حانیه(تنها عشق زندگیم که رفته - که حالا دیگه پیشم نیس)
حالا که رفتی .. حالا که حرفات همش دروغ بود ..
حالا که فهمیدم وقتی 48ساعت هر ساعتش 1بار بهت زنگ میزدم و برنمیداشتی..حالا که فهمیدم از قصد جوابمو نمیدادی ..
حالا که دعاهای هر شبم با خدا برای بدست اوردنت همش رفت رو هوا..
پس منم میشم یه آدمی که از این به بعد هیچی واسش مهم نیس ..
پس منم دیگه تموم خاطراتتو از تو ذهنم پاک میکنم ..
اینو بدون که حامد قبلی مــُــــرد ...
هیچ چیزی دست و پامو شُل نمیکنه ها ...
فقط تموم ترسم از خاطراتته ... از حرفامونه ... از این فکر و خیالته...که شبا آرومم نمیزاره ... ولی باهاش کنار میام ...
آقاجون عشق زورکی نیس که پس چرا خودمو هی عذاب بدم آخه ؟؟
وقتی من دارم خودمو میکشم ولی تو عین خیالت نیس پس واسه منم مهم نیس
ولی اینو بدون خیلی پاک ... خیلی خاااص ... خیلی اساطیری عااااشقت بودم ... ولی متاسفانه لیاقت نداشتی ... تعارف نداریم که لیاقتمو نداشتی
حالا بمون تو خماری ... من دیگه رفتم ... من رفتم ....درسته داغونم ... داغونه داغون ... جوری که الان 3شبه متکامو گاز میگیرم تا موقع هق هق شبونه م کسی صدامو نشنوه ... ولی اشکال نداره ...باهاش کنار میا�
فقط واسه تو و این دنیای نامرد که به هیچ کسی که قصدش پاک بوده رحم نکرد متاسفم ... متاسفم ...
بعد هاقدرمو میدونی که دیگه خیلی دیره .... ما که رفتیم خدا پشت و پناهت باشه ...
امضاء: حامدم .... حامدی که از این به بعد یه آدم دیگس...یاحق