+ ♥♥ hamed=hanie ♥♥ ++++++ " پست ویژه " ++++++
تموم شد ... رفت ... شد اون چیزی که نباید میشد ...
بچه ها زندگیم رفت ... عشقم رفت ... یهو بی هوا ... یهو بی خبر ...
آمد به سرم از آنچه میترسیدم ....
چقدر فکر و خیال میکردم ... از جلو در بوتیک های کت وشلوار که رد میشدم دونه دونه کت شلوار های دامادی خوشگل رو انتخاب میکردم ...
چقد جلو آینه ژست میگرفتم شب عروسی چجوری بیام جلو در آرایشگاه دنبالش
چقد تمرین میکردم شب عروسیم سرسنگین و هماهنگ باهاش برقص�
چقد اون صحنه رو واسه خودم مجسم میکردم که با هم وارد تالار بشی�
همه بگن لی لی لی لی لی وااااای این دوتا اومدن ...
همه بهم بگن: چقد به هم میان ماشاالله ... همه ما رو با دست نشون بدن
چقد فکر میکردم شب عروسی یهو خل شم بدون اینکه کسی بفهمه ببرمت شمال
آخ خداااااااا .... دارم میمیرم .... دیدی آخر رفت ... دیدی اخر ازم گرفتیش
آخ خدا مامانم که هی میاد ازم میپرسه چی شده حامد؟؟ حانیه زنگ نزد؟
بیچاره مامانم که میدونه از تو دارم نابود میشم بازم میاد باهام حرف بزنه
ولی خب من مَردم اگه بخام باهاش حرف بزنم میزنم زیر گریه بعد غرور مردونه چی میشه این وسط ؟؟
خدایا آخرش بازم تموم فکر و خیالای قشنگ و پاکم نابود شد
مسیحا یادته میگفتی صداهای عشقتونو آرشیو کنید؟؟ حالا من با این آرشیو صداش چیکار کنم ؟؟ من کع جرات گوش دادنشو ندارم که ؟؟
سعید میگی همه چی درست میشه کو ؟؟؟ رفت که ؟؟ چرا درست نشد؟
دیدی آخرش از دستش دادم؟؟؟؟ فقط چرا بی خبر؟؟ نمیدون�
خدایا هر جا هست مواظبش باش به کاری کن برگرده
من بدون اون میمیر�
لایک: هه ... منتظر یه اشاره ام تا بمیرم