.::M.Z.F.69::. ۱۲ سال پیش
پیام

یه چیز جلو قفسه سینم درد میکنه...
یه بغضی تو گلومه...
یه حالت افسردگی گرفتم که حوصله هیچیا ندارم...
دلم میخواد گریه کنم...
دلم میخواد اسمش را فریاد بزنم...
زنگ بزنم بهش بگم بی معرفت ، گرفتی خوابیدی من چی پس!!!
وقتی پیشش بودم فکرشم نمیکردم یه روز این طوری بهش عادت کنم...
جای خالیش عذابم میده...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.