س
سها ۱۲ سال پیش
پیام

باید کسی را پیدا کنم که دوسم داشته باشد
آنقدر که یکی از شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگی ام بگشاید
هیچ نگوید....هیچ نپرسد
فقط مرا در آغوش بگیرد بعد همانجا بمیرم...
تا نبینم روزهای آینده را...
روزهایی که دروغ میگوید...روزهایی که دیگر دوسم ندارد...
روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمیگیرد...........

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.