شب درد دارد...
شب بغض دارد...
شب مُسَکن اعصاب های زخم خورده است...
شب فقط برای خواب نیست....
شب فرصتی ست برای بیدار شدن...
شب شاید همیشه سکوت به همراه نداشته باشد...
شب گاهی محرم هق هق های یک خسته است...
شب گاهی به تو فرصتی می دهد ...
فرصتی برای فکر..
فرصتی برای شمردن زخم های روزگار...
که کم نیستند و دلت را به درد می آورند...
گاهی فقط شب می تواند با سکوتش به تو دلداری دهد...
سکوت شب بی معنی نیست...
خواب شب فقط ما را در یک بی خبری موقت فرو می برد...
در حالی که شب فرصتی برای آگاهی ست...
آسوده نخواب غریبه!..
صدای دل های که شکستی را بشنو...
شاید که وجدان نداشته ات بیدار شود..