-_- مـــن کــه نفســـت بــودم ... با کــی هـــوایی شـــدی پــس ؟؟؟ -_-
به همـــه چیز عادت میکنیـــم ...
به داشتـــه ها و نداشتـــه هایمـــان ...
خیلـــی طول نمیکشـــد که جلـــوی آینه زل بزنی به خـــودت ...
موهـــایت را کنـــار بزنی و به خودت بگویــی مگـــر اصلا داشتی اش ؟؟؟
مگر از اول بود ؟؟؟
که بودن و نبـــودنش مهم باشـــد ...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.