م
مرگ عاشق ۱۴ سال پیش
پیام

<p>
من پذیرفتم شکست خویش را/پند های قلب دور اندیش را/من پذیرفتم که عشق افسانه است/این دل درد آشنا دیوانه است/میروم...
میروم شاید فراموشت کنم/با فراموشی هم آغوشت کنم/میروم از رفتن من شاد باش/از عذاب دیدنم آزاد باش/گرچه تو تنها ترمن میروی/آرزو دارم ولی عاشق شوی/آرزو دارم بفهمی درد را/تلخی برخورد های سرد را....</p>

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.