*^_^*Soltan***Mm72*^_^*
طی کردن جاده زندگیم اونجا برام سخت شد که مجبور شدم اولین عشق زندگیم رو به خاطر مذهبم از دست بدم...!
اونجایی که جواب دست معرفت من رو همیشه با خنجری از پشت دادن...!
اونجای که فهمیدم تمام خوبی هایی که به اطرافیانم کردم مث برف پار سال آب شد و اثری ازش نموند...!
اونجایی که مجبور شدم بزرگترین آرزوی زندگیم که درس خوندن و کاره ای شدن بود رو قبل از خودم خاک کنم...!
اونجایی که فهمیدم با وجود تمام افراد دور وبرم تنهایی پا به جاده زندگیم گذاشتم...!
من شاد بودن رو تجربه نکردم فقط تظاهر کردم...!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ