خُدآیآ وَقتے دِلِت میگیره چـِہ ڪآر میکُنے؟؟؟
میرے یـہ گوشـہِ میشنے؟؟؟
هے بآ نِگآت بآزے میڪُنے که یآدِش بِره میخوآستـہ گِریـہ کُنـہ؟؟؟
یـہ لیوآטּ میخورے تآ تَمآمـ بُغض هآت رو یڪ جآ قورت بِدے؟؟؟
بَعد اون وقت یآدت میآد ڪـہ خُدآیے و بآید تنهآ بآشے؟؟؟
خدآ جوטּ نِمیدونے مَن ایـטּ روز ـهآ چِه قَدر خُدآ بودمــ ....!؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.