n
niyayesh ۱۲ سال پیش
پیام

دیر ارزو کردم تورو...دستای تو تنها نبود...
دنیا زیادی خوب شد...تردید من بیجانبود...
پرواز میکردم ولی...راه رسیدن بسته بود...
خوردم به سقف اسمون...دنیا به شب پیوسته بود...
اونکه تورو داره عجب...خوشبخت و رویایی شده...
حتماقشنگه!عاشقه!...با تو تماشایی شده!!...
اما چرا حتی یه بار...همرقص و همراهت نبود؟؟...
موهای رو شقیقه هات...خاکستری شده چه زود؟!...
چشمات هزارو یکشبه...اماپراز افسانه نیست!...
روگونه هات عطر خوش...نوازشی زنانه نیست!...
مرداب چشمای منو...بازم پر از گل میکنی...
دیدم که تنهایی ته...دردو تحمل میکنی...
بین منو تو فاصله ست...اما فقط یک صندلی...
موهامو واکردم یه شب... زخماتو می بندم ولی...
دور پرستو های اشک...قفس نمیکشم چرا؟!...
منو بغل کن و ببین...نفس نمیکشم چرا؟!...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.