الا حضرت قائ�
تو اي قبله حاجات/تو اي رشته ي وصل كره ي خاك و سماوات/بگريم زهمه هق هق تو بحر مناجات/و ياد آوري عمه سادات كه آمد به بلنداي تل و ديد چه حالات/حسين است به خاك و بدنش غرق جراحات/همان قاري آيات/و بيند كه شده صحنه ي ميقات/نشسته است به صدر پسر ختم رسالات/پليدي كه بود زاده ي آثام و خبيثات/خدايا نتوانم كه بگويم چه شد آن لحظه و آنات.