***بـه هـمـیـن بـــرق خــــرطــــوم آقـا فـیـلـه قـسـم.... ***
دیشب فک و فامیل دور هم جمع بودیم. زندایم هم درگیر
موبایلش بود.[سن بالا 50]
من: زندایی در خدمت باشیم؟[با ابرو اشاره دادم به موبایلش]
زندایی: والا نمیدونم چه مرگشه؟ به هرکی زنگ میزنم میره رو
پیام گیر اینگلیسی!!
من: O-o پیام گیر؟!
اعتبار سیمکارتشو گرفتم: 0 + 0 ریال اعتبار هدیه....
میگمش: زندایی اینکه تعطیله شارژش؟
زندایی: اَی بــــــابــــــــــا... همین مرداد 90 که رفتیم
بروجرد خونه داداشم اینا یه هزاری خرجش کردم!!!
مـــــرداد 90؟؟؟
هـــــــــزاری؟؟؟
جمعیتو میگی ، انفجار!
اونایی که قلبشون ضعیف بود با برانکارد منتقل شدن
بقیمو نو هم با بیل و گلنگ جمع کردن....
ینی سوژه تیر و طایفه تا شونصد و هیفده روز آینده تامین شد
فک و فامیله ما داریم؟!