-_- خیــلی طوفـــانیه دریــــا امشبــــ ، مگـــه موجــا تورو با کـــی دیدنـــ ؟؟؟ -_-
دلـــــم تنـــگ شـــده ...
برای دفتر خاطـــــراتم که مدتهـــــاســت دیگــــر چیــــزی در آن نمی نویســـم ...
برای آدمهـــــای حســـــودی که دور و بـــــرم می چرخیدنــــد
و خیــــــــلی دیر شناختمشـــــان. . .
برای آرامشــــی که مدتهاست که دیگر ندارمـــــش . . .
خنده هایی که دارم فراموششــــــان می کنم . . .
و برای خــــودم که حالا دیگر خیلی عوض شـــــده ام ...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.