فرقی نمیکند که از عصر تا شب چه تلاشی کرده باشی برای لذت بردن، فرقی نمیکند که شبت چگونه گذرانده باشی با بحث و جدل، یا با سكوت و کتاب، یا با آغوش و نوازش، یا با خبر بچهای در بطن نزدیکترین کسانات، یا با قدم زدن زیر نور ماه. صبح که میشود و اینترنت را میخوانی ، غمی سنگین بر دلت مینشیند که چه میشود و چه بکنیم و عاقبت این بچهها چه خواهد شد و نوزاد این روزها در جوانی چهها به ما خواهد گفت و از این حرفها. از صبح غم جمع میکنیم و شب در به در دنبال چیزی که غم را بدر کند.اين شده حکایت این شبها و روزهای ما!!