بـبـخـشـیـد طـولـانـی شـد.ولـی ارزش خـونـدن رو فـکـر مـی کـنـم داشـتـه بـاشـه....
پـسـر جـوانـی در کـتـابـخـانه از دخـتـری پـرسـیـد:
"مـزاحـمـتـان نـمـی شـوم کـنـار دسـت شمـا بـنـشـیـنـم؟!"
دخـتـرجـوان بـا صـدای بـلـنـد گـفـت:
"نـمـی خـواهـم یـک شـب را در کـنـار شـمـا بـگـذرانـم!!!"
تـمـام دانـشـجـویـان در کـتـابـخـانـه بـه پـسـر کـه بـسـیـار خـجـالـت زده بـود نـگـاه کـردنـد
پـس از چـنـد دقـیـقـه دخـتـر بـه سـمـت آن پـسـر رفـت و در کـنـار مـیـزش بـه او گـفـت:
"مـن روانـشـنـاسـی پـژوهـش مـی کـنـم و مـی دانـم مـردهـا بـه چـه چـیـزی فـکـر مـی کـنـند! گـمـان مـی کنـم شـمـا را خـجـالـت زده کـردم....درسـت اسـت؟!؟"
پـسـر بـا صـدای بـلـنـد گـفـت:
"200 دلـار بـرای یـک شـب؟!؟!خـیـلـی زیـاد اسـت!!!!"
و تـمـام آنـهـایـی کـه در کـتـابـخـانـه بـودنـد بـه دخـتـر نـگـاه غـیـر عـادی کـردنـد
پـسـر در گـوش دخـتـر زمـزمـه کـرد:
"مـن حـقـوق مـی خـوانـم و مـی دانـم چـطـور شـخـص بـی گـنـاهـی را گـنـاه کـار جـلـوه دهـم!!!"
:^)