ر
ریحانه ۱۲ سال پیش
پیام

ما دو تا مثل همیم...هردو از شهرگلاب امده ایم...هر دو در هشتى تاریک در خانه مان، هر غروب انتظارى داریم، که خدا میداند کى به سر مى اید!
هردومان عاشق یک فصل و انهم پاییز... لیک وقتى که خزان مى اید من و تو غافل از این عالم نارنجى رنگ، سرمان پایین است و مراقب هستی�
برگهایى که زمین افتاده زیر پا له نکنیم... ما خود احساسیم جز محبت چه کنیم!

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.