ادمین توهم دیگه شورشو درآوردی... چشام خشک شد از بس ژل زدم ب صفحه گوشیم تا بروز رسانی کنی... همه رو بدون خوندن لایک کن بره هم خودت راحت شی هم ما..
مرسی اَه
________________
سفر بودم بابا. کاربر انقدر عصبی
@ریحانه · ۱۱۶ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۵۶ رأی)
ادمین توهم دیگه شورشو درآوردی... چشام خشک شد از بس ژل زدم ب صفحه گوشیم تا بروز رسانی کنی... همه رو بدون خوندن لایک کن بره هم خودت راحت شی هم ما..
مرسی اَه
________________
سفر بودم بابا. کاربر انقدر عصبی
گفتگو فقط اونجا که از دستشویی میای بیرون میگی راستییییییی...
سلام.. ی شب ی جا مهمون بودیم، شب وقت خواب حوصله نداشتم برم دستشویی ی بچه کنارم خوابیده بود، برش داشتم گذاشتم تو جای خودم رفتم تو جای اون شاشیدم :)
اومدم برش گردونم سرجاش دیدم تو جای من ریده.. :(
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دخترای مهربون و پسرای نجیب فورجوک ازتون میخوام این رو تاآخرش بخونید و چن دقه فقط چن دقه دربارش فکر کنید دوستای خوبم شده دلتون از عالمو آدماش بگیره؟ طوری که نخوای کسیو ببینی و تنها باشی؟ی بار که به این نقطه اززندگیت رسیدی فقط ی بار امتحانش کن حتی اگه اعتقادی به یابن الحسن نداری بشین دعای کمیل یا ندبه یا زیارت عاشورا رو بخون معنیش یادتون نره بخدای احدو واحد سوگند از هزارتا حرف زدن با مشاور و جنس مخالف بیشتر بهت آرامش میده ی بارتوزندگی دلتونو به امام زمان بسپارید
این داستان: پدر بلا...رفتم رستوران، بابام غذاسفارش داد نصفشو خوردیم سوسک گذاش تو غذا دادزد:گارسون ایییییین چه وضعشه؟؟؟ گارسون اومد گفت آقا هرچی بخورید مهمان مایید خواهش میکنم آرووم باشید.. گفتم بابا سوسک اضافه نداری؟؟ گفت نه ی مورچه دارم،اونم میخوام باهاش چای بخورم:/هر کی بگه بابام کولرو خاموش میکنه زدم تو ذهنش ها
یه روز بالاخره رودروایسی رو میذارم کنار وبه این بچه هایی که مامانشون تو مغازه میگه ببین عمو میگه فلان چیز خوب نیست، مگه نه عمو؟؟ میگم مامانت گه میخوره عمو، خیلیم خوبه،نمیخواد برات بخره.. :)))
یارو پست گذاشته دیکته ی غبراق، قبراق،غبراغ،قبراغ چطوریه؟! بعدش ملت همه کامنت گذاشتن ghebragh
هوا ی جوری گرمه که دیگه اونور بالش هم سرد نیس:(
دمپایی ابری تو حلقم اگه دروغ بگم :/...دختره تو بیو اینستاش زده اونقدر مال منی ک نفسم بوی تورومیده بعد برای ی پیج پزشکی کامنت گذاشته برای رفع بوی بد نفس ودهان چ کار کنیم؟؟ خب مگ مجبوری؟؟؟
معروف است که یوزپلنگ از هر ده بار تلاش برای شکار، تنها در یکی از آنها موفق می شود !وقتی یوزپلنگ نُه بار تلاش می کند و نتیجه نمی گیرد با خود نمی گوید که من برای این کار ساخته نشده ام ، من شکارچی نیستم، بهتر است بروم علف بخورم ! او برای دهمین بار نیز تلاش می کند. او آنقدر تلاش می کند تا به نتیجه دلخواه خود برسد...اگر ناملایمات مسیر تو را خسته کردند از تلاش دست برندار؛ زیرا تو هیچ وقت نمی دانی تا چه اندازه به موفقیت نزدیک شده ای... یادت نره که هیچ موفقیتی بدون درد و رنج نیست:)
Every time people hurt me, I become more closer to God.
هر بار آدما بهم صدمه میزنن،
خیلی به خدا نزدیکتر میشم :)
سلام هیچوقت یادم نمیره روزایه اولی ک فورجوک اومدم دوباره.. همین ادمین همین خود خودش برام کامنت گذاشت من از ته دل دوست دارم جوکاتونو تایید کنم ولی نمیتونم اعتراضاا زیاده...یعنی تا س روز ذوق مرگ بودمااا... راستی ی سوال اگه ادمین عضوسایته پس کی جوکاشو تایید میکنه؟؟؟
دقت کردین قبل اینکه بیاین فورجوک کلی کلییی سوژه داریا ولی تا میای فورجوک همش میپره میره هوا!!
الان ی سوژه گیرآوردم ولی فقط یادمه:(این شکلکو میخواستم تهش بذارم بقیش یادم نیست... ب جان ادمین هااا
عشقم بهم میگه واای ریحانه چی میشه تو دکتر مغز بشی من وقتی شیفت هسی بیام پیشت...
گفتم ببخشیداا ولی متخصصا شیفت نمیدن...
یعنی شاشیدم تو فانتزیای بدبخت :))
شاعردهه هفتادی کجایی؟؟ :(
پسربچه از مدرسه میاد خونه به مادرش میگه امروز آقای معلم این نامه رو داد گفت بده به
مادرت! مادره با تعجب نامه رو میخونه میبینه نوشته لطفا وساییل شخصیتونو از دم دست پسرتون بردارید✍????سریع میره سر کیف پسرش یک نوار بهداشتی لای وسایل تو کیف میبینه. بپسرش میگه این تو کیفت چکار میکنه؟؟؟؟؟؟
پسره میگه آآآآ اینو میگی .... خیلی باحاله چسبشو ميچسبونم کف دستم تخته رو پاک میکنم باهاش????????????????
تو توالت عمومی بودم یه دفه نظافت چی با صدای بلند گفت:
من نمیدونم چجوریه آمریکا از چند هزار کیلومتری یه موشک میزنه
صاف میخوره به هدف
اون وقت اینا نشسته نمیتونن از فاصله 20 سانتی برینن تو سوراخ دستشویی ????
سه خانم امریکایی انگلیسی و ایرانی تصمیم می گیرن لباس چرم مشکی بپوشند و عکس العمل شوهرانشان را ببینند
شوهر امریکایی :
وای عزیزم تو زن رویاهای منی
شوهر انگلیسی :
خیلی خوشحالم از اینکه تورو دارم.
شوهر ایرانی :
شام چی داریم بَتمَن ؟:)
از بچه ی ۶ ﺳﺎﻟه فامیلمون پرسيدم ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺭﻓﺘﯽ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ..؟
ﻣﯿﮕﻪ :ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ!:/
هیچی دیگه حرفی واسم نموند !
در جوابش گفتم دیگه چه خبر ؟؟ گفت : دسته تبرررر !!!
گفتم اصلا شکر خوردم!!
گفت كاري به خورد و خوراكت ندارم !
کم آوردم گفتم باشه. گفت بشاش چشات وا شه
به همين بركت الان دو روزه زنگ ميزنه خونمون گفتم بگيد نيست!
معلم يه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم.
یکی از بچه ها اومد انشاشو خوند: بعضی روزها انقدر سرما زیاد است که حتی سگ هم از خانه ى خود بيرون نمی آید اما معلم ما به مدرسه مى آيد!!!!!
من :(
بچه ها :)
سگاى محل:/
سرماى زمستون:)
در جايي زندگى مى كني�
دختر بلند بخندد، حيا ندارد!
پيش قدمِ عشق شود، تنهاست!
زود جواب بدهد، داد مى زنند از خدايش بود!
دير جواب بدهد، حتمأ آدم زياد دارد!
صميمى جواب بنويسد، حريم نمى شناسد!
سرد جواب بدهد كه اصلأ عشق نمى فهمد!
آدمِ عاشق!
دختر جغرافياى زندگيش سخت است
جغرافياى دلش سخت نيست
همين كه ذرّه اى دل نشانت داد
يعنى
تو كم ام را زياد ببين
روى اين دل حساب كن ...
#فريد_صارمى