م
محزون ۱۲ سال پیش
پیام

یکی از لذتهایی که نیست ...
آخر ترم باشه و امتحان داشته باشی زنگ بزنه بگه عشقم بخدا هیچی بلد نیستم تورو خدابیا کمکم کن بعد از کلی التماس راضی شی بلند شی بری اما وقتی داری درسو براش توضیح میدی اون زل زده باشه تو صورتت و لبخند بزنه بگه من چیزی نمیفهمم تقلب مینویسم میبرم فقط خواستم ببینمت.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.