یکی از لذتهایی که نیست ...
آخر ترم باشه و امتحان داشته باشی زنگ بزنه بگه عشقم بخدا هیچی بلد نیستم تورو خدابیا کمکم کن بعد از کلی التماس راضی شی بلند شی بری اما وقتی داری درسو براش توضیح میدی اون زل زده باشه تو صورتت و لبخند بزنه بگه من چیزی نمیفهمم تقلب مینویسم میبرم فقط خواستم ببینمت.