ا
امید دارم هنوز... ۱۲ سال پیش
پیام

فکر کن یکروز صبح با هزار دلشوره ولی شاد راه میفتی تو کوچه ها و اونقد راه میری تا خودتو جلو خونه شون میبینی.چند قدم مونده برسی یهو در باز میشه و میاد بیرون!از تعجب بدنت میلرزه چون هرگز اونموقع صبح بیدار نمیشه!!این دیدار بعد از ماه ها انتظار کشیدن واسه دیدنشه!
اما بهت میگه دیگه فراموشم کن.چون من کس دیگه رومیخوام.اما... اما چشماش میگه دروغ میگه.اون تورو میخواد فقط میترسه خوشبختت نکنه....
لایک:چشمای عزیزت راست میگن.اون تورو میخواد

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.