m
mojt@ba 7 ۱۲ سال پیش
پیام

هیچوقت یادم نمیره، من عشقمو قبلأ تو بچگی دیده بودم، ولی اون زمانی که عاشقش شدم سره خاکه بابابزرگم بود، وایساده بودم که چشمم افتاد به چشماش ، بهم خیره شدیم، اون چند باری ی طرف دیگه رو دید ولی من حدود 5 دقیقه خیره بودم و چشمام بهش، خیلی رویایی بود. خورشیدم دقیقأ پشته سرش می تابید و أصن ی صحنه ی غیر قابل توصیف بود. هی، صفحه ی گوشی خیس شد......

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.