سلا�
عاقا بابای ما تعریف می کرد روز اولی که مدرسه رفته بودن(اول ابتدایی) نیمکت اول نشسته بودن معلم سر مشق داد بغل دستی بابای بلد نبود بنویسه بابای ما هی مسخرش می کرد و می گفت معلم تو رو می زنه معلم تو رو می زنه معلمه هم نامردی نکرد یکی زد زیر گوش بابای ما
بابام :(
دوستش:)
بابای منم الآن معلمه گاهی اوقات دانش آموزا رو نوازش می کنه