ديروز داشتم فيلم نگاه ميكردم"(فيلمش مجاز بودفكربدنكنيد) گودزيلاي داداشم دوسال ونيمشه اومد نشست كنارم. منم گفتم جهت بهبودروابط بينمون يه چيزي نشونش بدم . عكساي جشن تولدخواهرشو براش اوردم" انگار كه از جونم سير شده باشم: گفتم چقد كادوهاش زشتن. يني همچين با بشت دست زدتودهنم كه تاچندساعت توكمابودم... بعدم كه به زندگي برگشتم تنها كاري كه كردم اين بود كه باهاش قهر كردم......... الانم دارم لب تابمو ميبرم نمايندگي اما اميدي بهش نيست.........