از خاطرات سربازی***
یادش بخیر شب اول آموزشی گروهبانه اومد کپه مرگتونو بذارید :|
وقتی داشت از در میرفت بیرون یکی از بچه ها صدا گربه در آورد ، یهو گروهبانه مثل گوریل پرید وسط آسایشگاه گفت چه خری بود صدا گربه در آورد:(
اونجا بود که یهو من از دهنم پرید و گفتم "سرگروهبان خر که نمیتونه صدا گربه در بیاره"!!!
یارو عصبانی شد همه رو نیم ساعت تنبیه کرد :|
خلاصه اینکه من و 130 نفر دیگه اونشب فهمیدیم که خر هم میتونه صدا گربه در بیاره :))