جوک

رفته بودم مسجد واسه نماز جماعت...!
صف تشکیل دادیم جلوی من یه پسر 4 5 ساله با باباش نشستن و بغل دست منم دو تا غریبه
امام جماعتم پیر بود
نمازو شروع کرد چون پیر بود آروم آروم میخوند
یه دفعه وسط رکعت دوم اون بچه هه از نماز پاشد رفت بالا منبر شروع کرد به خوندن شعر
بغلیای من که داشتن با لبخند ملیح نماز میخوندن منم همینطور
یهو بابائه تشهد رکعت دوم که تموم شد نمازو ول کرد عینهو پلنگ گرسنه رفت سمت پسرش
پسره رو میگی
فرارو به قرار ترجیح داد و اون بدو بابائه بدو
اون پسره هم ریزه میزه بود هم تند و تیز میدوئید
از وسط صف میدوئید یه دفعه گفت کمـــــــــــــــک
یکی منو از دست این ب*ی*ن*ام*و*س نجات بده! :|
آقا اینو که گفت همه داشتن زمینو گاز میگرفتن
هیچی دیگه از اول خوندیم!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.