یه بار هم سوار اتوبوس بودیم هواهم درحد قطب شمال سرد بود(واقعا باور کردین؟) القصه:بخاری اتوبوس خراب بود بعداز اینکه رسیدیم یه مرده شروع کرد به فش دادن به راننده که این یخچال بود یاماشین واین جور حرفها که دعواشد .که یهو راننده گفت میگی چیکار کنم ؟بخاری خراب بود اصن بیا منو بخور.اون مرده هم گفت بروبابا مگه تو گ.ه.ی من تورو بخورم؟ با شلیک خنده جمعیت دعوا به خیر وخوشی تموم شد