یه بار با مامانیم قهر بود�
یعنی اون باهام قهر بود!!!
از کلاس برگشتم خونه یادم نبود که قهری�
حالا مکالمه مونو داشته باشین!
من: سلام لیلای من چطوره؟
مامانیم (با اخم):سلا�
من: خوبی پرنسس من؟بابایی کو...؟
مامانیم(همچنان با اخم): هنو از کار نبرگشته!!!
دقت فرمودین؟ نبرگشته!!!
نتونستم خودمو کنترل کن�
پووووق زدم زیر خنده
خودشم همینطور
جاتون خالی کلی خندیدی�
ولی بعدش باز بام قهر کرد!!!
برگشت بهم گفت:دختر بزرگ کردم که ازم سوتی بگیره بعد بذاره تو چهارجوک!!!
رویا بی تربیت :^)