k
khat_neshon ۱۳ سال پیش
جوک

بدم مي اومد واقعا به دوستانم هم ميگفتم نکشید این سیگار لعنتی رو حتي با افراد سيگاري نمي پلکيدم .
وقتي بخاطرش با مادرم دعوا کردم بعدش مث سگ پشيمون شدم . تو دلم گفتم بخاطر يه دختره غريبه ببين چي کاري کردم با مادرم هموني که منو بدنيا اورد هموني که بهم تربيت داد همونی که بهم کمک کرد روي پام وايستم . هموني که شبا بيداري ميکشيد تا منو خواب کنه
از اون موقع من شدم يه پسر افسرده يه پسر بد اخلاق يه پسر سيگاري يه پسر فانتزي گرا .

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.