یه روز با پسر داییم دو نفری رفته بودیم کوه ، داشتیم قدم میزدیم که یه گروه کوهنوردی (نه کوهنوردی ها منظورم تورسیتی هستش) اومدن و گفتن که سلام چطورین ، بابا کجایین کبابا سرد شد بیاین بریم بخوریم ....
ما هم فکر کردیم سرکاریه برای همین ما هم احوال پرسی گرمی کردیم و باهاشون رفتیم نشستیم و شروع کردیم به خوردن کبابا (جاتون خالی) ....
وسط خوردن یه دفعه اون کسایی که با ما اشتباه گرفته بودن اومدن و گفتن اشتباه گرفتین اینا نیستن ما هم یه کوچولو خجالت کشیدیم و یواشکی فلنگ و بستیم ....
البته اونا تا یه جایی دنبالمون اومدن ولی دستشون به ما نرسید ....