واسه گودزیلامون (داداش کوچیکم)گوشی گرفتیم هی اصرار میکرد ازم عکس بگیره منم میگفتم نمیخوام بعدیه دفه بابام عصبانی شد بهش گفت خوب برو از یه گوسفند دیگه عکس بگیر اونم یهو دراومد به بابام گفت خب بابا بیا ازتو عکس بگیرم هیچی دیگه الان فرشامون دادیم واسه رفو