سوار تاکسی بودم کرایه دادم یه اسکناس نو یکی خیلی کهنه گفتم راننده زیرسیبیلی رد میکنه گیر به کهنگی پولمو
یهو راننده گفت:این پول چیه انقدر کهنه است.خیلی بهم برخورد گفتم بده عوضش کنم پول کهنه رو داد گفتم : اون نو رو هم بده .با غرغر گفتم چطور این نورو نمیگی زیادی نو بود فقط کهنه رو میبینی؟
داده یه اسکناس متوسط دادم بهش
حس آپولوهوا کردن رو اونجا لمس کردم.
مسافرای ماشین:ooooooooooooooooo
راننده: C:
من : c