r
reza ۱۳ سال پیش
جوک

بچه ها یه خبر خوش ...
من بابای واقعیمو پیدا کردم :
دیروز از گرما داشتم می پختم بابام گفت چیه گرمته منم از ترس اولش گفتم نه بعد گفت گرمته بگو منم که داشتم هلاک میشدم با قیافهی مظلومانه گفتم آررره ...
پیش خودم گفتم الان باز می خواد چش قره (غره) بره فشم بده یهو دیدم گفت خب عزیزم کولر و روشن کن اولش باورم نمیشد بعد دیدم خیلی جدیه منم با خیال راحت رفتم کولر و روشن کردم لامصب نمیدونین چه حسی داشت انگار داشتم کلید برق جهانو میزدم
به قدری الان خوشحالم که دیگه نمی خوام تو افق محو شم الان جام توپه توپه ...
اینجوری شد که من بابا واقعیمو پیدا کردم ...
پست اولمه حمایت کنید لدفا ...

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.