V
Vahab ۱۳ سال پیش
جوک

دوران دبیرستان با دوستان یه صبح جمعه قرار فوتبال گل کوچیک گذاشتیم...
یکی از رفیقامون که اومد دیدیم دور و زیر چشمش بد کبود شده ، یکی ازش پرسید چی شده اونم گفت که تو خیابون با یکی دعواش شده که مردم اومدن سوا کنن طرف هم مشت زده تو صورتش اونم با لگد زد تو شکمش و ؛ الی آخر....
فوتبال که تموم شد در راه برگشت به خونه ازش پرسیدم که دیشب آخر وقت باهم رفتیم خونه تو که خیابون نرفتی با بابات دعوات شده؟؟؟
خندید گفت نه بابا ؛ دیشب خواب که بودم دیدم یه چیزی رو صورتم داره راه میره مخم کار نکرد فقط فهمیدم سوسکه با تمام قدرت مشت زدم روش یهو برق از چشام پرید تازه دوزاریم افتاد بامشت زدم روی چشم خودم....

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.