جوک

يادش به خير...
پارسال دختر عمم اومد خونمون براى خنده پيشنهاد داد من و شكل دخترا در بياره عكس العمل مامانم و ببينيم بخنديم! يه دو ساعتي طول كشيد !! مو مصنوعى و مژه مصنوعي و لاك و رژ گونه و رژ لب و ...!! يه هلويى شدم واسه خودم !! يه چادرم انداختم سرم ، همچين كه اومدم برم بالاى سر مامانم كه اون موقع خواب بود در زدن !! بدون توجه به ظاهرم رفتم جلو در !! يكى از رفيقاى علافم بود ، عاغا ما رو ميگي؟! گفتم اين بره واسه بقيه تعريف كنه من چه وضيم كه ابرو واسم نمى مونه ! جرئت نكردم يه كلام حرف بزنم ! تا اين كه اون بعد از چند ثانيه زل زدن به من گفت شما خواهر پسته ايد!؟
(من با كمال نا باورى از اين كه نشناختتم) با صداى نازك : بله ! شوما؟'!
من دوستشم ، بهم نگفته بود يه ابجى بزرگ داره !
من از بچگى امريكا بزرگ شدم ! فعلا براى ازدواج اومدم ايران !
ااااا؟!! كس خاصى زير سر داريد!؟
نه ، داريم ميگرديم هنوز !!
خب نگرديد ! ايشالا فردا با مامانم اينا مزاحمتون ميشيم !!
من : از خنده منفجر شدم !! به جان خودم كف زمين داشتم غلط ميزدم !!
اون بعد از اينكه فهميد من خودمم : جم كن تن لشتو !! يه شوخى ساده باهات كردم ببين چه خر بازيايى در ميارى !!
من كه نفهميدم ، عايا شوخى با نگاه هاى عاشقانه و درخواست غير مستقيم ازدواج همراه با قرمز شدن صورت ادغام ميشه ؟! شما قضاوت كنيد :))
رفيق ندارم من كه !! :))

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.