☺ Alireza es ☺ ۱۳ سال پیش
جوک

عباص به من نگاه کنه ببینه نیستم.بعد آژیر خطرو به صدا در بیاره.من درحالی که رفتم همه چیو به سلنا گفتم و یه سیلی محکم خوردم(سلنا دستِ بزن داره)نوچه های عباص بیان منو سلنارو بگیرن بعد زندانیمون کنن.بعد در حالی که عباص بابای سلنارو شکنجه کرده و کلیدو ازش گرفته جاستن با لگد درو باز کنه و در حالی که تو دوتا دستش اصلحه داره و شلیک میکنه و صحنه آهسته شده(صحنه رو تجسم کنید)بیاد مارو باز کنه و عباص به افرادش منو نشون میده بگه: شلوار کردی ندیده ها همین که داره دستشو به طرف شلوار کردیش میبره سلنا بگه علیرظا مواظب باش بعد من جاخالی بدم و عباص فرار کنه و منو جاستینو جیم کری(خیلی اصرار کرد اونم بازیش بدیم) دنبال اون بدویم و تو یه بن بست گیرش بندازیم.بعد اون یهویی جلدشو عوض کنه تبدیل به یه خفاش بشه پرواز کنه بره.هیچی دیگه الآن همه دنبال یه خفاشیم که شلوار کردی پوشیده.پایان قسمت اول

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.