یادمه بچه که بودم بچه آرومی بودم (یعنی الان به معنای واقعی شرم) ولی سر سفره که میشستم هی عقب و جلو میرفتم...
حالا ما یه روز رفته بودیم خونه بابابزرگم اینا و اونا ناهار آش داشتن؛منم دقیقا جایی نشستم که پشتم کمد بود و جلوم یه کاسه آش.هیچی دیگه،طبق معمول خواستم عقب و جلو برم که وقتی رفتم عقب،خوردم به کمده و با سر رفتم تو کاسه آش!!!
فقط شانس آوردم کاسه نشکست وگرنه باید خسارتشم میدادم... :-)

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.