د
دیوووووونه ۱۳ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم وقتی دوم راهنمایی که بودم با دو تا از بچه پروو هایه کلاس کل گذاشتیم که هرکی زود تر کم بیاره باخته:|
شرایطشم(این بود که قفله کلاسو خراب کردیم و هرکی زودتر اشکش در بیاد باخته)
از شانصه ماهم سرایدار نبود:)
خلاصه قفله کلاسو خراب کردیم رفتیم تو کلاس منکه خوابیده بودم (فکره بد نکن) هواتاریک شده بود که صدایه ازیره(کیبردم ز نداره) پلیس اومد. که من از خواب بیدار شدم0_o
دیدم یکی از بچها داره گریه میکنه اون یکیم از بس به در مشت زده دستش خونی شده:))))))
مارو یه هفته از مدرسه اخراج کردن .منم سه جلسه با روانپزشک ملاقات کردم:))))))))
و اینگونه بود که دیگه هیچ کس با من کل ننداخت همچین ادمی بودم من:)))) حالا به نظرتون من دیونم ایا؟
لایک: از اسمت معلوم نیس؟

د
داش ممد ۴ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.