یکی از فانتزی هام اینه که تو فصل امتحانات اتفاقی برام نیفته و من مثل بچه آدم به خوبی امتحانامو بدم : ) ترم یک آبله مرغون گرفتم؛ ترم دوم بابا بزرگم فوت کرد؛ ترم سه آپاندیسم رو عمل کردم؛ میترسم تا فارغ التحصیلیم دیگه چیزی از خودم و اطرافیانم نمونه؛ والا با این نوناشون : ((