یکی از فانتزیام اینه که با 4تا گودزیلا قرار بزارم ببرمشون پیک نیک.
بعد 4تاشونو پرت کنم پشت نیسان خودمم با یه گوسفند بشینم جلو.همینطور که دارم ویراج میدم و از سرعت گیرا با سرعت میپرم یکیشون پرت شه پایین.
بعد از اینکه رسیدیم جنگل برم از زیر چونه ی گودزیلاها بگیرم بندازمشون پایینو بگم گمشید بازی کنید.اونام بگن:چشم عمو!!!!!هرچی شما بگی!!!!!! منم همینطور که دارم تو 4جوک ول میچرخم و تست کنکور میزنمو هوای گودزیارو دارم و آب پرتغال میخورمو سیگارم میکشم یهو بفهمم که پاشونو از محوطه ای که من مشخص کردم(تاکید میکنم:من مشخص کردم)بیرون گذاشتن کمربندو بکشم بگم ععااااااااای نفس کش..............و در حالی که چشام از خون قرمز و کباب شده وازگردی زیادم یکیش افتاده زمین(البته هنوز فنرش وصله)میرم سمتشون و ببندمشون به تیوپ وصلش کنم به ماشین و بکشمشون.
همینطور که از وسط جنگل داریم رد میشیم یه خرس ببینم ترمز دستیو بکشم ماشین 52تا چرخ بزنه این تیوپ با گودزیلاها انقد بخورن به خرسه که بیفته بمیره.فرداشم اون 3تارو به جرم قتل خرس جنگلی بندازن زندان ما یه نفس راحت بکشیم از دستشون.