M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

دیشب عمم اینا خونمون بودن
یه پسر کوشولو داره بهش میگیم چند سالته میگه من همسنه پرایده بابام�
خلاصه من کپه مرگمو گذاشته بودم احساس کردم دارن از چشمام دارم میزنن فکر کردم خواب میبینم دیدم دردش خیلی زیاد شد ترسیدم پریدم از خواب حالا فکرشو بکن دیشبش اصلا نخوابیده بودم تازه هم خوابم برده بود با یه مکافات
هیچی نگاه کردم دیدم سپهر بالا سرمه میگم داری چیکار میکنی با چشمای من کشتی میگیری؟؟؟خو نشین انقدر پای این فیلمای اکشن
گفت نخیر سارا(خواهرش)بهم گفت مهسی مزه هاس مصنوویه خو منم اومدم بچسم ببینم تنده میسه یا نه؟؟؟ولی هرسی میچسم مزه مصنوویات تنده نمیسه
گفتم دمت گرم
به سارا میگم چرا یه همچین فکری کردی
میگه فکر که نبود آخه منکه دخترم مژه هام به بلندی مژه های تو نیست لا مصب مژه نیست که تو داری که
آنچنان با پام کوبیدم به تخته های تو مبل که خودم دردم گرفت
خو لامصب بزن به تخته بعد سق بزن
اگه فردا من افتادم سپهر مرد و چشمای من کور شد خدا شاهده این منو چشم زد
لامصصصصصصصصصصصصصصصب فامیله ما داریم؟؟؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.