S
Soltan ۱۳ سال پیش
جوک

یادمه 15 سالم بود. کنار پدر و مادر نشسته بودم داشتم چایی میخوردم. پدر گرامی هم بعد از سال ها اومد شیرین سخنی کنه منم خندم گرفت ولی چون چایی مینوشیدم دهنم بسته بود به همین خاطر هوای مربوطه برای خروج از بینی مبارک استفاده کرد وتمام محتویات اعم از تر و اعم از خشک راهی بیرون شد. البته بگم سرما خوردگی هم داشتم.
هیچی دیگه حیف اون موقع محو شدن تو افق مد نبود . . .

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.