خدايا يعني ميشه يه روز تو خيابون باشم. بعد ببينم كمي جلوتر يه گروه مشغولِ تهيه گزارش هستن. خانومه گزارشگر با ميكروفن بياد سمتم و بپرسه: ببخشيد اقا... بعد من حرفشو قطع كنمو بگم: من وقت ندارم عوضي.
آخ لامصب آخرهِ كلاسه.
البته اگه به شانسه مائه كهخانومه در جواب بهم ميگه: لَجَن جان من كه مي دونم تو بيكاري الاغ.