t
taha 91 ۱۳ سال پیش
جوک

یکی ازبچه فامیلامون به اسم اسکندر
فوق العاده ازمارمولک میترسه........)))))))))))))
یک روزکه جمع فامیل جمع بود...
آقااسکندرمامیره دستشویی ویک مارمولک چاق وچله که چه عرض کنم تمساح..........
روی سقف توالت تشریف داشتن...........
این بیچاره ازروی اجباروفشارشدیدمیشینه اماتمام هواسش به این بچه تمساحه........
ازشانس این بیچاره بچه تمساحه گولوپ می افته روکمرش...........
اینم جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ (قبول دارم آبروی هرچی مرده رو برده ........آبروروول کن حالاتوبقیه اش روگوش کن)
ازدستشویی بارقص وبلرزون میادبیرون ودادمیزنهههههه:مهساااااااااااااا
(زنش)
زن کودنش هم باذوق ورقص ومیادواسه استقبال وهمراهی اسکندر ومیگه وای عزیزمممممممم حالاچی شدکه هوس رقصیدن کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ریتم وتندرترمیکنه ومیگه حالا بیااا.........آآآآآآآآآآآآآآآ.....هله هله هله هله هله هله
اون بیچاره خودشومیکوبه اماازترسش صداش درنمیادکه جریانوبگه.....
ازبس بلرزون زد مارمولکه می افته هیچ زیرپاشم لهههههههههه میشه خخخخخخخخخ
اسکندرکه جنازه ید رومیبینه تازه زبون باز میکنه.....
باتمام قدرتش می دوه دنبال زنش ودااااااااااادکه چه رقصی چه کوفتی دارم خودمومیتکونم مارمولکه بیافته خخخخخخخ
اون وقت تورقصت گرفتهههههههههههههه...........
آقاباکلی پادرمیونی والتماس تونستیم زن بیچاره روازدستش نجات بدی�
خخخخخخخخخخخخخ
فک وفامیل خول وچلی داریم ها!
خدایا صبرعنایت بفرما
الهی آمین

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.