م
مهدی F16 ۱۳ سال پیش
جوک

امروز با معلم ریاضی بحثم شد بیرونم کرد گفت:خودت برو دفتر بگو نظم کلاسو بهم زدم(کصافط تجدید میکرد میگفت تهدیدت میکنم..............اِ ببخشید تهدید میکرد میگفت تجدیدت میکنم حالا مگه من میترسم)
خلاصه من رفتم بیرون با بچه های اون یکی کلاس حدود یه ساعتی فوتبال و پینگ پنگ کردیم و یِ نفر که پاس نمیداد نوازش کوچولویی ازش کردم(از اون نوازشا که گردن الاغو میشکونه) و رفتم دفتر با معاونمون(که خیلی با هم جوریم)نشِستیم چای و شیرینی خوردن و گل گفتن و گل شنفتن...............آخر سر رفتم انگشتمو رو استامپ گذاشتم جوهری شد پنج دیقه مونده به زنگ رفتم سر کلاس گفتم تعهد دادم و واسم حاضری رد کرد
خلاصه امیدوارم اگه یِ روز از کلاستون اخراج شدید مث من بهتون خوش بگذره.......................همین و بس

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.