ميدونم باورش سخته اما واقعيه
رفته بودم به يه پاساژ ميخاستم يه شلوار كتونِ تيره بخرم. جلو درِ مغازه ها و تو بيترينا. مانكنا رديف بودن.
گوشيم زنگ خورد. مامانم بود. خلاصه قدم زنان مشغولِ صحبت با مامانم بودم كه دستمو زدم به يكي از اين مانكن هاي مغازهِ اقا هم دستِ ما خورد بهش. يَك جيغي زد كه نگو.
حالا ضايع شدنم به جهنم. چجوري به مامانم ثابت كنم اين صداي جيغ با من نسبتي نداره.
خوب خانومِ محترم من وقتي دارم با گوشي ميحرفم فرقِ تو با مانكنو چجوري تشخيص بدم؟
كلا تو زندگي زياد ضايع ميشم.
نه مهتاب؟