س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

ميدونم باورش سخته اما واقعيه
رفته بودم به يه پاساژ ميخاستم يه شلوار كتونِ تيره بخرم. جلو درِ مغازه ها و تو بيترينا. مانكنا رديف بودن.
گوشيم زنگ خورد. مامانم بود. خلاصه قدم زنان مشغولِ صحبت با مامانم بودم كه دستمو زدم به يكي از اين مانكن هاي مغازهِ اقا هم دستِ ما خورد بهش. يَك جيغي زد كه نگو.
حالا ضايع شدنم به جهنم. چجوري به مامانم ثابت كنم اين صداي جيغ با من نسبتي نداره.
خوب خانومِ محترم من وقتي دارم با گوشي ميحرفم فرقِ تو با مانكنو چجوري تشخيص بدم؟
كلا تو زندگي زياد ضايع ميشم.
نه مهتاب؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.