گرز رستم در حلق حکیم باد گر دروغ گوید:
آورده اند که:
در روزی از روزها حکیم سخنور مهدیF16در بوستان سر کویشان با یاران خود به توپ بازی مشغول بودندی که یک دوشیزه هلو صفت از بین محفل آنان رد بشدی....................پوزش میخواهم گر دیر ادامه داستان را به قلم آراستم مستراح همی بودمی....................آری حکیم نیز با دیدن دوشیزه هلو صفت به وی بگفتی که:تو مخاطب خاص نیکی برای من خواهی بود و از این سخنان................حکیم که به سرای خویشتن برگشتندی آن دوشیزه را بدیدی و از کرده خود پشیمان بشدی(اری آن دوشیزه دختر خاله مادر حکیم بودی)
حکیم تا تو باشی که دگر مخاطب خاص نخواهی...............به خدا سوگند که ارزش ندارد به پر کاهی
لایک=طب(طبع)شعریت در حلقم ای حکیم